خوان نوروزي و هفت سين ايرانيان

خوان نوروزي تمام اعضاي خانواده را از دور و نزديك به خانه فرا مي خواند و بر سر خوان مي نشاند.گستردن سفره در نوروز و چيدن هفت نوع خوراكي روي آن بازمانده رسمي كهن و شماره هفت نيز تمثيلي است از هفت ايزد دين مزديسنا
مردم ايران، آمدن نوروز و نو شدگي سال، تجديد حيات رستني ها و رويش دوباره گياهان و نباتات را با راه انداختن پيك هاي نوروزي و كاشتن و روياندن دانه هاي گياهي و آتش زدن بوته و خار و شاخه هاي خشك و مرده‌ي درختان در شب سوري اعلام مي كنند.
در آيين هاي نوروزي كه چند روزي پيش از سال نو آغاز مي شود مردم همراه طبيعت ، از مرحله اي به مرحله اي ديگر گذاري رمز گونه مي كنند، به قول مير چا الياده شايد بتوان شروع هر فصل نويني از زندگي را يك مرحله گذار ناميد. در بسياري از رسم ها و آداب مربوط به زناشويي، آبستني، بلوغ، مرگ و نوشدگي سال ميان اقوام مختلف جهان به خوبي مشاهده مي‌شود. «آرنولد وان ژنپ» مر دم شناس فرانسوي نيز شماري از رفتارهاي فرهنگي و آييني مردم را را با انتقال برخي از پديده هاي طبيعي از وضع و حالتي به حالتي ديگر داراي پيوند مي داند .
در آغاز اين گذار مردم با خانه تكاني و پلشت زدايي در روزهاي پاياني سال كهنه، از آنچه رنگ فرسودگي و سياهي دارد، جدا مي شوند و دوري مي گزينند. آداب پيشواز نوروز رفتن: مانند غبار روبي وپاكسازي خانه و محيط زيست(خانه تكاني) ، شكستن و دور افكندن كوزه هاي سفالين كهنه آبخوري ، نو كردن اسباب و اشياي كهنه و فرسوده و نا كار آمد، سفيد و نقاشي كردن ديوارهاي خانه، تطهير و پاكيزه كردن سر و تن و جامه و كنار گذاشتن جامه هاي كهنه و ژنده و پوشيدن جامه هاي نو و پاكيزه ، گند زدايي خانه با سوزاندن و دود كردن اسفند و كندر و افشاندن بوي خوش ، آتش زدن و سوزاندن خار و خاشاك و شاخه هاي خشك درختان در شب آخر سال يا شب چهار شنبه سوري ، تعطيل و متوقف كردن كار و فعاليت هاي اجتماعي و اقتصادي معمول روزانه در آخرين روزهاي روزهاي عمر سال كهنه ، همه نشانه و مظهر خيزش جمعي مردم در پلشت زدايي و نابودي ارواح زيانكاري است كه در سياهي و كهنگي و مرگ آشيانه گزيده اند.
اينها همه نشانه مرحله جدا شدن انسان از تباهي و سيهكاري و زندگي گذشته در سال كهنه و دورساختن ارواح خبيث و زيانكار از فضاي زيست در سال نو است.
گستردن«خوان نوروزي» در نوروز و در آغاز دوره«جدا گزيني » ، نماد و مظهر دوره اي از مناسك گذار مي تواند باشد. خوان نوروزي تمام اعضاي خانواده را از دور و نزديك به خانه فرا مي خواند و بر سر خوان مي نشاند و به عقيده ايرانيان زردشتي ، امشاسپندان ( هفت فرشته مقرب اهورا مزدا ) نيز كه در فروردگان از جهان مينوي به زمين فرود مي آيند ، بر سر خوان نوروزي و در كنار ديگران حضور خواهند يافت و از اين رو، خوان نوروزي نقش و كاركردي بس مهم در گرد آوردن افراد خانواده و روان درگذشتگان آنها به دور هم و زدودن گرد دوري و نفاق و كدورت ميان اعضاي خانواده و ايجاد صلح و دوستي و همبستگي ميان آنها دارد.
ظاهرا رسم گستردن سفره در نوروز و چيدن هفت نوع خوراكي بر روي آن بازمانده رسمي كهن است و شماره هفت نيز تمثيلي است از هفت ايزد دين مزديسنا. زرتشتيان ايران خوان نوروزي را با سه سيني ، هر يك حاوي هفت گونه شيريني ، و ميوه تازه و خشك به نشانه هفت فرشته امشاسپند مي آرايند و باور دارند كه اين فرشتگان در فروردگان از جهان مينوي به جهان خاكي فرود مي آيند ؛ روي سفره نوروزي افزون بر هفت خوراكي ؛ آينه ، لاله ، شمع، قر آن ( در خوان مسلمانان) و اوستا ( در خوان زردشتيان) ، جامي پر از آب –كه در آن چند برگ سبز شمشاد و نارنج انداخته اند– يك جام با ماهي هاي قرمز ، نرگس و سنبل ، چند تخم مرغ پخته رنگ شده و نقاشي شده ، نان سنگك يا نان تافتون ، يك بشقاب سبزي پلو با كوكو و ماهي ، سكه نقره كه معمولا سكه صاحب الزمان است، اسفند رنگ شده ، شير و ماست و پنير و سبزي خوردن و شيريني ميگذارند. هر يك از اين چيزها و خوراكي ها در فرهنگ ايراني معنا و مفهومي نمادي دارد.
امروزه هفت نوع خوراكي كه روي سفره هفت سين مي چينند بنا به خصوصيات اجتماعي ، فرهنگي و اقليمي در نواحي مختلف ايران فرق مي كند. در بيشتر مناطق ايران در تحويل سال « سفره هفت سين» مي گسترند و هفت نوع خوراكي كه نخستين حرف نام هر يك « سين» است ، مانند سيب ، سنجد ، سركه ،‌سماق ، سنبل و سير يا سياه دانه روي آن مي چينند. در برخي از روستاهاي فارس و خراسان سفره « هفت ميم » و سفره « هفت شين» ، از هفت گياه و ميوه مي گسترند. درگذشته ايرانيان سفره هفت شين مي گسترانيده اند .
شهد و شير و شراب و شكر ناب
شمع و شمشاد و شايع اندر خوان
در روايتهاي مربوط به نوروز نيز نوشته اند كه خوردن عسل در نوروز براي تندرستي سود مند است و همچنين گفته اند كه شكر و شراب هم در زمان جمشيد در نوروز پيدا شده است ». ( اعتماد مقدم ، 1342، صص2-7)
برخي « سين » را كوتاه شده واژه سيني ميدانند و مي گويند در زمان قديم مايده هاي تازه و خشك زميني را در هفت سيني يا هفت خوان مسين مي چيدند و در نوروز به حضور شاهان ميبردند. هر يك از اين مائده ها نمونه يكي از محصولاتي بود كه در سرزمين ايران به دست مي آمد. همچنين ، گفته اند كه امشاسپندان ، هفت فرشته مقدس دين مزديسنا در ده روز فروردگان ، از 26 اسفند تا 5 فروردين ، از جهان مينوي فرود مي آمدند و مردم هفت خوان از مائده هاي زميني براي آ نها مهيا مي كردند.
آرايه هاي خوان نوروزي و هفت گونه خوراكي ويژه آن هر يك در فرهنگ ايران زمين رمز و نشانه و بيان كننده بينش ها و بر داشت هاي مردم جهان و كاينات است. مثلا ، آينه مظهر پاكي و يك رنگي و باز تاباننده هستي ازلي و بخت و سر نوشت ؛ شمع نشانه فروزش و روشنايي و زداينده تاريكي و سياهي ؛ تخم مرغ نماد آفرينش و زايندگي ، ماهي و شمشادمظهرناهيدفرشته آب و زندگي، سبزه نشانه رويش و حيات، انار مظهر باروري و فراواني، نان نماد بركت و فزوني و اسپند و سير رماننده ي ارواح زيانكار...
سفره نوروزي را معمولا از بهترين بافته ها مي اندازند. اين سفره مجموعه اي است از هفت امشاسپند كه عبارتند از : اردي بهشت ، خرداد ، امرداد، شهريور، اسپند آرمذ و خود اهورا مزدا. نان سفره نوروزي را ميتوان بازمانده ا ز نان هفت غله در زمان ساسانيان دانست. سبزه نيز به تعداد هفت بر سفره موجود است.
ايرانيان رسم كاشتن سبزه و دانه روياندن را به هنگام گردش سال كهنه به نو ، همچنين آيين نوروزي را به جمشيد نسبت مي دادند و باور داشتند كه جمشيد پس از سركوب اهريمن و پيروانش ، كه بركت را از مردم روي زمين گرفته بودند و باد را نميگذاشتند كه بوزد و درختان برويند ، به زمين بازگشت . در اين كه نوروزش ناميدند هر چوب و درختي كه خشك شده بود باز روييد و سبز شد. « و هر شخص از راه تبرك به اين روز در تشتي جو كاشت . سپس اين رسم ايرانيان پايدار ماند ، كه روز نوروز در كنار خانه هفت صنف از غلات ، در هفت استوانه بكارند و از روييدن اين غلات به خوبي و بدي زراعت و حاصل ساليانه حدس بزنند .»(بيروني ، ابوريحان .آثارالباقيه ، 1923،ص16-به نقل از بلوكباشي، علي)
در جشن هاي زرتشتي سه انار به نشانه گفتار نيك، كردار نيك، و پندار نيك ، شير تازه نماد نوزادان كيهاني ، تخم مرغ نماد نژاد،آيينه نماد جهان بي پايان ، سمنو نماد باروري ، سنجد محرك عشق و باروري و وجود سيب نماد زايش است كه موجب سر شاري كيسه مي شود ، نارنج در كاسه آب نمادي از زمين بر آب و جامي از شكرو گل بيد مشك از ديگر گستردني هاي موجود بر خوان نوروزي هستند.
اين آيين ها شايد آثاري از جادوي اقوام اوليه ايراني باشد، كه هنگام ورود به ايران به مرحله كشاورزي رسيدند و آن ها را معمول كردند. از مراسم چيدن سفره هفت سين چنين به نظر مي رسد كه اقوام ايراني در پايان زمستان براي باروري سال جديد و پر محصول بودن مزارع در آن سال، در آغاز سال، به عنوان جادوي تقليدي ، در هفت ظرف ، هفت نوع غله و دانه ،كه مورد علاقه كشتكاري آن ها بوده است ، آماده مي كردند و پس از سحر و افسون كردن دانه ميكاشتند. شايد رسم سبزه سبز كردن ( سمنو ريختن ) نيز نوعي جادوي تقليدي مسري بوده است ، كه منظورشان از آن اعمال جادويي آن بوده است كه ، مزارع هم از آن تقليد كنند و شكوفا شوند و يا در سبز شدن تسريع نمايند. از اين جهت سبزه را در سيزده بدر با مراسم و تشريفات جادويي- ديني به مزرعه مي انداختند يا به آب مي سپردند. قرار دادن تخم مرغ در سفره هفت سين و اهدا كردن آن به يكديگر در آغاز سال و ايام نوروز نيز جنبه ي جادوي تقليدي داشته است ، چون تخم مرغ سمبل توليد مثل شمرده مي شده ، به همين جهت براي تكثير و ادامه باروري مواشي و دامم هاي خود آن را تقديس مي كردند. ( به نقل از فضايي، يوسف؛ چيستا، سال هشتم،شماره 2،صص 183-193)
فرهنگ جامعه و ميراث اجتماعي – چه فرهنگ مادي و چه معنوي - در سير تحول جامعه دچار دگرگوني ميشود. جادو و سحر يكي از پديده هاي فرهنگ معنوي و مادي جامعه انساني است كه هر چند از اشكال اوليه خود تحول يافته ولي هنوزبقاياي توتم پرستي و آنيميسم و جاندارانگاري طبيعت را در بسياري رسوم و آيين ها مي توانيم مشاهده كنيم. آيين آغاز سال نو و مراسم نوروزي در ميان اقوام ايراني يكي از اين ميراث فرهنگي است .
منابع
اذكايي، پرويز(1353) نوروز، تاريخچه و مرجع شناسي ،مركز مردم شناسي ايران، تهران اعتماد مقدم،علي قلي(1342) نوروز باستاني ، هنر و مردم ، دوره 2 ، شماره 17، ص 2-7 بلوكباشي ، علي(1380) نوروز، جشن نوزايي آفرينش، دفتر پژوهش هاي فرهنگي ،تهران روح الا ميني ، محمود(1378) آيين ها و جشن هاي كهن در ايران امروز، انتشارات آگاه ، تهران
فضايي، يوسف(1369)گونه هاي سحر و جادوي اوليه در ميان بشر ابتدايي ، چيستا