الکترونیک
سالهاست که واژه" الکترونیک" به طور مکرر در میان مردم استفاده می شود به طوریکه هر شخصی برداشت انفرادی خود را از این علم ویا موارد کاربردی آن مطرح می کند ، اما به صورت کلی عمدتا تعاریف و برداشتهایی که از این واژه عنوان می شود کامل نبوده و برداشتهای ظاهری عملا نمی تواند اهمیت و نفوذ روز افزون الکترونیک را در ارتباط باصنایع گوناگون بیان کند.
"الکترونیک" به طیف گسترده ای از الکتریسیته اطلاق می شود که با حرکت الکترونها در انواع مدارات نیمه هادی سر و کار دارد . اختراع ICها سبب آن شده است که دگر گونی های فراوانی در این علم پدیدار گشته و سیستمهای مدرن الکترونیکی از جمله مدارهای کنترل از راه دور ، ماهواره های فضایی ، رباتها و ... را پدید آورد.
در حال حاضر الکترونیک کلید فتح شگفتیهای جهان است و با تمام علوم و فنون موجود به نحوی پیوند خورده است . از وسائل ساده خانگی تا پیچیده ترین تکنیک های فضایی همه جا صحبت از تکنولوژی فراگیر الکترونیکی است و امروز صنعت مدرن بدون الکترونیک و تکنولوژی های وابسته به آن عملا مطرود و از کار افتاده است .
مهندسان الکترونیک با خلق وعملکرد سیستمهای بسیار متنوعی سر وکار دارند که به منظور برآوردن نیازها
و خواسته های جامعه طراحی می شوند. مهندسان الکترونیک در ایجاد ماشینهایی که تواناییهای بشر را در
زمینه جسمی یاری و در زمینه محاسباتی افزایش می دهند نقش مهمی دارند . بخشی از طراحی و ایجاد
سیستمهای الکترونیکی به توانایی ساخت مدلهای ریاضی اجزا و مدارهای الکتریکی بستگی دارد
مدارهای الکتریکی
از به هم پیوستن المان های الکتریکی«مقاومت(Resistor)، خازن ، سلف ، لامپ ، و ...) یا المانهای الکترونیکی«دیود، ترانزیستور، IC ،و... ) یا ترکیبی از آن دو که حداقل یک مسیر بسته ایجاد کنند و جریان الکتریکی بتواند در این مسیر بسته جاری شود مدار بوجود می آید.
اگر عناصر تشکیل دهنده مدار ، الکتریکی باشند مدار الکتریکی نامیده میشود و اگر عناصر الکترونیکی باشند، مدار الکترونیکی است .
هر مدارالکتریکی از اجزای اصلی زیر تشکیل شده است:
1- یک منبع تغذیهالکتریکی مانند باتری یا ژنراتور
2- سیم های رابط : سیمها یا نوارهای ارتباط دهنده مدار، از یک ماده رسانای الکتریسیته خوب مانند مس تشکیل میشوند.
3-مصرف کننده یا بار«Load) :وقتی می گوییم یک مدار الکتریکی تشکیل شده است ، که اتصال دهنده ها و سایر قطعات ، یک حلقه بسته را بوجود آورده باشند. تنها در این صورت است که جریان برق برقرار می شود .
شکل زیرمثال سادهای از نقشة فنی یک مدار الکتریکی است.
A :این علامت پیل الکتریکی است که نقش منبع تغذیه مدار ما را دارد.
B: علامت سیم هادی
C: علامت لامپ
D : علامت کلید در حالت باز
اگر کلید را در حالت بسته قرار دهیم مدار بسته میشود و جریان از لامپ عبور کرده و آنرا روشن میکند. .
مقاومت های ثابت
مقاومت های ثابت به آن دسته از مقاومت ها گفته می شود که مقدارشان همواره ثابت است.علامت فنی مقاومت در نقشه مدارها به صورت است و آنرا با حرف R نشان میدهند. اما خود مقاومت به شکل استوانه کوچکی است که روی آن 4 نوار رنگی دیده میشود. و به طور معمول از جنس کربن هستند . به دو سر آن نیز پایه فلزی متصل است، برای قرار دادن مقاومت در مدار ، پایههای آن را توسط دمباریک خم میکنند و داخل سوراخهای بردبورد یا فیبر فرو میبرند.
مقدار اهم مقاومت ها به سه روش مشخص می شوند که عبارتند از:
1- نوارهای رنگی 2- رمزهای عددی 3- نوشتن مقدار مقاومت
مقاومت های متغیر
مقاومت های متغیر به مقاومت هایی اطلاق می شود که مقدارشان ثابت نبوده و قابل تغییر می باشد. در مدارهای الکترونیکی از مقاومت متغیر به عنوان کنترل حجم صدا ( ولوم) یا سایر کنترلها استفاده میشود. مقاومت متغیر دارای سه پایه است که به مدار متصل میشود. هنگامی که به عنوان تنظیم کنند ه جریان در مدار به کار میرود فقط از پایه وسط و یکی از پایههای طرفین استفاده میشود. با تغییر محور مقاومت متغیر ، مقدار مقاومت تغییر میکند. مقاومت های متغیر به صورت زیر تقسیم بندی می شوند:
1-قابل تنظیم : الف- پتانسیومتر ب- رئوستا
2-وابسته «تابع):
الف- تابع حرارت TDR :
1 - PTC
2- NTC
ب- تابع نور LDR
ج- تابع ولتاژVDR
د- تابع میدان مغناطیسی MDR
خواندن مقدار مقاومتها
تشخیص مقدار مقاومت با استفاده از نوارهای رنگی
مقاومت های توان کم دارای ابعاد کوچک هستند،به همین دلیل مقدار مقاومت و تولرانس را به وسیله نوارهای رنگی مشخص می کنند که خود این روش به دو شکل صورت می گیرد :
الف-روش چهار نواری ب- روش پنج نواری
روش اول برای مقاومت های با تولرانس 2% به بالا استفاده می شود . و روش دوم برای مقاومت های دقیق و خیلی دقیق «تولرانس کمتر از 2% ) استفاده می شود. در اینجا به روش اول که معمول تر است می پردازیم:
به جدول زیر توجه نمائید. هر کدام از این رنگها معرف یک عدد هستند:
0 : سیاه
1 : قهوهای
2 : قرمز
3 : نارنجی
4 : زرد
5 : سبز
6 : آبی
7 : بنفش
8 : خاکستری
9 : سفید
دو رنگ دیگر هم روی مقاومتها به چشم میخورد: طلایی و نقرهای ، که روی یک مقاومت یا فقط طلایی وجود دارد یا نقرهای.
اگر یک سر مقاومت به رنگ طلایی یا نقرهای بود ، ما از طرف دیگر مقاومت ، شروع به خواندن رنگها میکنیم. و عدد متناظر با رنگ اول را یادداشت میکنیم.
سپس عدد متناظر با رنگ دوم را کنار عدد اول مینویسیم. سپس به رنگ سوم دقت میکنیم . عدد معادل آنرا یافته و به تعداد آن عدد ، صفر میگذاریم جلوی دو عدد قبلی( در واقع رنگ سوم معرف ضریب است ). عدد بدست آمده ، مقدار مقاومت برحسب اهم است. که آنرا میتوان به کیلواهم نیز تبدیل کرد.
ساخت هر مقاومت با خطا همراه است. یعنی ممکن است 5% یا 10% یا 20%خطا داشته باشیم . اگر یک طرف مقاومت به رنگ طلایی بود ، نشان دهنده مقاومتی با خطا یا تولرانس 5 % است و اگر نقرهای بود نمایانگر مقاومتی با خطای 10% است.اما اگر مقاومتی فاقد نوار چهارم بود،بی رنگ محسوب شده و تولرانس آن را 20 %در نظر می گیریم.
به مثال زیر توجه نمایید:
از سمت چپ شروع به خواندن می کنیم . رنگ زرد معادل عدد 4 ، رنگ بنفش معادل عدد7 ، رنگ قرمز معادل عدد2 ، و رنگ طلایی معادل تولرانس ٪5 می باشد . پس مقدار مقاومت بدون در نظر گرفتن تولرانس ، مساوی 4700 اهم ، یا 7/4 کیلو اهم است . و برای محاسبه خطا عدد4700 را ضربدر 5 و تقسیم بر 100 می کنیم ، که بدست می آید:235
4935=235+4700
4465=235-4700
مقدار واقعی مقاومت چیزی بین 4465 اهم تا 4935 اهم می باشد
استاندارد های مقاومت .
قطعات تولیدی کارخانجات مختلف ممکن است در نقاط مختلف جهان استفاده شود ، از این رو ضروری است که تمامی آنها به منظور تولید قطعات خود از نظر مقدار و سایر مشخصات از روشها و استانداردهای خاص پیروی کنند . معمولترین آنها " استاندارد اروپایی " است که با حرف E مشخص می شود . این استاندارد خود شامل سری های مختلفی است :E6 , E12 , E24
سری E6 دارای 6 قسمت و تلرانس مقاومت های آن 20 در صد است .
سری E12 دارای 12 قسمت وتلرانس مقاومت های آن 10 درصد است .
سری E24 دارای 24 قسمت وتلرانس مقاومت های آن 5 درصد است.
0/1 , 5/1 , 2/2 , 3/3 , 7/4 , 8/6 :E6سری
0/1 , 2/1 , 5/1 , 8/1 , 2/2 , 7/2 , 3/3 , 9/3 , 7/4 , 6/5 , 8/6 , 2/8 : E12سری
0/1 , 1/1 , 2/1 , 3/1 , 5/1 , 6/1 , 8/1 , 2 , 2/2 , 4/2 , 7/2 , 0/3 , 3/3 , 6/3 , 9/3 , 3/4 , 7/4 , 1/5 , 6/5 , 2/6 , 8/6 , 5/7 , 2/8 , 1/9 : E24سری
هر یک از سه سری شامل اعدادی هستند که به آنها " اعداد پایه " می گویند و با ضرب یا تقسیم اعداد هر سری در مضارب 10 می توان مقادیر مختلفی از این سری ها را بدست آورد .
• مثلا در سری E6 با ضرب عدد 10 در اعداد پایه می توان به مقاومتهایی که در این سری ساخته می شوند پی برد :
Ω10 ، Ω15 ، Ω 22 ، Ω33 ، Ω47، Ω68
• و با ضرب عدد 100 در اعداد پایه :
Ω100 ، Ω150 ، Ω220 ، Ω330 ، Ω470 ، Ω680
از سری های E6 و E12 و E24برای استاندارد نمودن ظرفیت خازنها و ضریب خود القایی سلف ها نیز استفاده می شود . البته سری های دیگری نیز همچون E48 و E96 و E192 وجود دارند
تعریف خازن
خازن المان الکتریکی است که میتواند انرژی الکتریکی را توسط میدان الکترواستاتیکی (بار الکتریکی) در خود
ذخیره کند. انواع خازن در مدارهای الکتریکی بکار می روند . خازن را با حرف C که ابتدای کلمه capacitor است
نمایش میدهند. ساختمان داخلی خازن از دوقسمت اصلی تشکیل میشود :
الف – صفحات هادی
ب – عایق بین هادی ها(دی الکتریک)
بنا بر این هرگاه دو هادی در مقابل هم قرار گرفته و در بین آنها عایقی قرار داده شود ، تشکیل خازن می دهند .
معمولا صفحات هادی خازن از جنس آلومینیوم ، روی و نقره با سطح نسبتا زیاد بوده و در بین آنها عایقی (دی الکتریک) از جنس هوا ، کاغذ ، میکا ، پلاستیک ، سرامیک ، اکسید آلومینیوم و اکسید تانتالیوم استفاده می شود .
هر چه ضریب دی الکتریک یک ماده عایق بزرگتر باشد آن دی الکتریک دارای خاصیت عایقی بهتر است .
به عنوان مثال ، ضریب دی الکتریک هوا 1 و ضریب دی الکتریک اکسید آلومینیوم 7 می باشد . بنابر این خاصیت عایقی اکسید آلومینیوم 7 برابر خاصیت عایقی هوا است .
برای تعیین ظرفیت خازن ها از سه روش استفاده می شود که عبارتند از :
1- نوشتن مقدار ظرفیت
2- رمزهای عددی
3- نوارهای رنگی
خازنها به دو دسته کلی ثابت ومتغیر تقسیم بندی می شوند . خازن های ثابت و متغیر را نیز می توان به این صورت تقسیم بندی نمود:
1- ثابت :
• سرامیکی
• ورقه ای ( کاغذی و پلاستیکی )
• میکا
• الکترولیتی:
الف-آلومینیومی
ب-تانتالیوم
2- متغیر:
• واریابل
• تریمر
خازن های ثابت
این خازن ها دارای ظرفیت معینی هستند که در وضعیت معمولی تغییر پیدا نمی کنند . خازن های ثابت را بر اساس نوع ماده ی دی الکتریک به کار رفته در آنها تقسیم بندی و نام گذاری می کنند و از آنها در مصارف مختلف استفاده می شود . از جمله این خازنها می توان انواع سرامیکی ، میکا ، ورقه ای ( کاغذی و پلاستیکی ) ،الکترولیتی ، روغنی ، گازی و نوع خاص فیلم ( Film ) را نام برد .
اگر ماده ی دی الکتریک طی یک فعالیت شیمیایی تشکیل شده باشد آن را خازن الکترولیتی و در غیر این صورت آن را خازن خشک گویند . خازن های روغنی و گازی در صنعت برق بیش تر در مدارهای الکتریکی برای راه اندازی و یا اصلاح ضریب قدرت به کار می روند . بقیه ی خازن های ثابت دارای ویژگی های خاصی هستند که در جای خود بدانها اشاره گردیده است .
خازنهای متغیر
به طور کلی با تغییر سه عامل می توان ظرفیت خازن را تغیییر داد :" فاصله صفحات" ، "سطح صفحات" و" نوع دی الکتریک ".
اساس کار خازن متغیر برمبنای تغییر سطح مشترک صفحات خازن یا تغییر ضخامت دی الکتریک است ، ظرفیت یک خازن نسبت مستقیم با سطح مشترک دو صفحه ی خازن دارد . خاز های متغیر عموما ازنوع عایق هوا یا پلاستیک هستند . در شکل زیر دو نوع خازن متغیر را به همراه علایم اختصاری آن ها مشاهده می کنید . نوعی که به وسیله دسته ی متحرک (محور) عمل تغییر ظرفیت انجام می شود "واریابل" نامند و در نوع دیگر این عمل به وسیله پیچ گوشتی صورت می گیرد که به آن "تریمر" گویند. محدوده ی ظرفیت خازن های واریابل 10 تا 400 پیکو فاراد و در خازن های تریمر از 5 تا 30 پیکو فاراد است . از این خازن ها در گیرنده های رادیویی برای تنظیم فرکانس ایستگاه رادیویی استفاده می شود .
نوشتن مقدار ظرفیت
در این حالت مقدار عدد ظرفیت و واحد آن عینا بر روی بدنه ی خازن قید می شود که در این صورت ابهامی برای خواندن مقدار ظرفیت وجود ندارد . .
رمزهای عددی
در اغلب مواقع واحد ظرفیت بر روی بدنه ی خازن قید نمی شود . در این صورت چنان چه این عدد از یک کوچکتر باشد ظرفیت بر حسب میکرو فاراد و چنان چه عدد بزرگتر از یک باشد ظرفیت بر حسب پیکوفاراد است .شکل زیر را ببینید:
در حالتی که بر روی خازنی اعداد یک رقمی یا دو رقمی مشاهده گردید، مقدار واقعی ظرفیت ، همان عددی است
که بر روی آن نوشته شده و واحد آن پیکو فاراد است. اما اگر عدد سهرقمی بود، در این حالت اگر آخرین رقم صفر بود،
به همان ترتیب بالا عمل میکنیم و مقدار ظرفیت همان عدد است. اما اگر آخرین رقم عدد دیگری غیر از صفر بود به
این ترتیب عمل می کنیم: اولین رقم را رقم اول ، دومین رقم را رقم دوم و سومین رقم را تعداد صفر قرار خواهیم داد
و واحد را نیز همان پیکوفاراد میگیریم.مقدار بدست آمده را میتوان به واحدهای دیگر تبدیل نمود. به عنوان مثال
ظرفیت خازنی که روی آن نوشته شده503 برابر است با 50000 پیکوفاراد= 50 نانوفاراد = 05/0 میکروفاراد.
همچنین به مثال زیر توجه کنید:
نوارهای رنگی
مقدار ظرفیت خازن ها گاهی به وسیله ی نوارها یا نقطه های رنگی مشخص می شود . معانی رنگ ها برای ارقام و ضرایب ، همانند معانی رنگ ها در مقاومت هاست ، اما روش تعیین ظرفیت خازن ، تلرانس و ولتاژکار از روی نوارهای رنگی در خازن های مختلف تفاوت دارند. به همین دلیل در این جا برای نمونه فقط جدول نوارهای رنگی
و نحوه قرائت در خازن های تانتالیوم درج گردیده است:
برای درک بهتر به مثال زیر توجه کنید:
با توجه به کدهای رنگی مشخص شده در شکل زیر و جدول بالا برای یافتن ظرفیت خازن تانتالیوم می توان نوشت:
ظرفیت خازن:میکرو فاراد 1500=100*15=c
ولتاژ خازن: ولت3/6=u
ترانزیستور
سه نفر از دانشمندان لابراتوارهای بل در صدد کشف چیزی بودند که به جای لامپ رادیو به کار برند ولی کوچکتر و محکمتر باشد برق کمتری مصرف کند و دوام بیشتری داشته باشد و برر اثر کار زیاد نسوزد که ناگهان ترانزیستور را کشف کردند که تمام این خصوصیات را به علاوه مزایای بیشتری دارا است.
در 30 ژوئن 1948 دکتر جان باردین و والد براتاین دانشمندان آزمایشگاه تحقیقاتی شرکت بل، واقع در نیویورک خبر اختراع خود را به عموم جهان رساندند. این اختراع ترانزیستور نام گرفت.
یک ترانزیستور که بزرگتر از یک عدس نیست تقریباْ قادر است هر کاری را که لامپهای خلاء انجام میدادند، انجام دهد. به علاوه کارهایی را هم که این لامپها قادر به انجام آن نبودند انجام میدهد. به مرور زمان ترانزیستور جای لامپهای خلاء را گرفت. درست مثل اتومبیل که جای گاریهای قدیمی و اسبی را گرفت.
اگر چه ترانزیستور می تواند کارهای لامپ خلاء را انجام دهد، اما اصلاْ شباهتی به آن ندارد. نه کاتدی دارد و نه شبکه و صفحه ای حتی شکل ظاهری آن هم با لامپ خلاء کاملاْ متفاوت است. ترانزیستور یک وسیله یک سو کننده و نوسان ساز بسیار عالی است و رل مهمی در تمامی صنایع جدید به عهده دارد. ترانزیستور بدون آنکه نیازی به گرم شدن داشته باشد به محض برقراری اتصال و ولتاژ شروع به کار می کند. جریان مصرفی آن، یک هزارم جریان مصرفی لامپ معمولی است. به همین دلیل بسیار ارزانتر و استفاده از آْن سادهتر است.
ترانزیستور و مدار کوچک یکپارچه این امکان را به وجود آورد که رادیوهای کوچک جیبی و تلویزیونهای کوچکتر با تصویر بزرگتر ساخته شود. یک صنعت کاملا جدید پا به عرصه وجود گاشت. امروز از برکت دستگاه تنظیم قلب که با ترانزیستور کار می کند قلب بسیاری از بیماران به حال عادی می طپد. نابینایان با کمک دستگاههای ترانزیستوری می توانند موانع را ببینند نوار قلبی بیمار بستری را به وسیله تلفن به کارشناس قبل در هر نقطه دنیا که باشد می فرستند. هواپیماهای جت با سیستم هدایت سبک وزنی مجهز هستند و بالاخره همین مدار بسته یکپارچه است که امکانات سفر بشر به ماه را فراهم نمود.
مصرف ترانزیستور به طور روزافزونی رو به ازدیاد است. در رادیو، تلویزیون، مدارات الکترونیکی، هواپیما، رایانه، پزشکی و موشک ترانزیستور استفاده میشود. در ابتدا وجود ترانزیستور باعث شد که ارتباطات تلفنی راه دور، به طور مستقیم و بدون استفاه از اپراتور امکان پذیر شود. برای اولین بار در تاریخ، ارتباط بین دو شهر انگل وود و نیوجرسی با استفاده از ترانزیستور برقرار شد.
امروزه بعد از گذشت حدود نیم قرن ازاختراع ترانزیستور و مشتقات آن کار به جایی رسیده است که هر کس می تواند در منزل رایانه شخصی داشته باشد. ترانزیستور معمولی چیزی بیشتر از دو تکه سیم بسیار کوچک که در یک پولک ساخته شده از ژرمانیم یا سیلیکن قرار داده شده نیست.
تئوری کار ترانزیستور کمی پیچیده و تکنیکی است اما هر چه هست در ساخت آن از خواص نیمه رسانا استفاده شده است که از زمان کشف آن مدت زیادی نمی گذرد.
در نیمه رساناها مثل ژرمانیم و سیلیکن تعداد کمی الکترون حامل جریان وجود دارد شاید یک الکترون در هر یک میلیون اتم. اگر چه این رقم خیلی کوچک است، اما می توان با تغییر ساختمان داخلی مواد، با استفاده از میدانهای الکتریکی این رقم را هزار برابر نمود.
برای روشن تر شدن مفهوم بالا باید ساختمان اتم را کمی بیشتر مطالعه کرد. الکترونهای موجود در مواد نارسانا در مدارهای مختلف بهصورت حلقه ای در اطراف هسته اتم در چرخش هستند و سرعت زیاد و تولید انرژی فراوان سبب می شود که الکترونها نتوانند از مسیر خود منحرف و یا جابجا شوند.
در نتیجه الکترونها امکان برقراری هیچ نوع جریان الکتریکی را نمی یابند. در اجسام نارسانا، پوسته الکترونی و یا باند ظرفیتی آن(آخرین حلقه الکترون دار به دور هسته اتم) از باند هدایت جدا بوده و انرژی بسیار زیادی لازم است تا یک الکترون را از پوسته الکترونی جدا کند و به باند هدایت کننده بفرستد. اما در اجسام رسانا مانند فلزات این پوسته الکترونی یا باند هدایت کننده تداخل پیدا کرده و الکترونهای به راحتی جابجا می شوند.
در یک عنصر نیمه رسانا مانند ژرمانیم و یا سیلیکن الکترونهای موجود در باند ظرفیت نزدیک به باند هدایت کننده قرار ندارند اما می توان با تحریک خارجی آنها را در هم داخل کرد. به طور مثال گرمای محیط و اتاق می تواند تعداد زیادی الکترونهای اتم ژرمانیم را به باند هدایت بفرستد و در اثر این جابجایی حفره هایی در محل های قبلی الکترونها به وجود می آید.
این حفره ها حامل بار مثبت بوده و حاضر به پذیرش الکترونهای عناصر قبلی و مواد دیگر هستند. حفره ها نه تنها الکترونها را می پدیرند بلکه خود به طرف باند هادی حرکت می کنند و در اثر این حرکت جریانی را به وجود می آورند و در عین حال الکترونها را هم در مسیر همین جریان با خود حمل می کنند.
کمترین تحریک خارجی حفره ها را در جهت حفره هایی که از فرار لکترونها به سمت باند هادی به وجود آمده است به حرکت درآورده و این حفره های متحرک علاوه بر اینکه خود تولید جریان می نمایند، الکترونهایی را که از مواد خارجی دیگر به داخل اتم ژرمانیم وارد شده اند حمل کرده و در نتیجه باعث افزایش جریان می شوند.
تشریحات آزمایشگاه تحقیقاتی بل در اول جولای سال 1948 چنین می گوید:
کار ترانزیستور بر پایه این حقیقت که الکترونهای موجود در نیمه رساناها می توانند به دو صورت متفاوت جریان را برقرار کنند، قرار دارد. بیشتر الکترونهای موجود در نیمه رسانا اصولاٌ کمکی به برقراری جریان نمی کنند. بلکه آنها در وضعیت ثابتی به هم چسبیده اند.
درست مثل اینکه آنها را با چسب به هم چسبانده باشند. تنها وقتی که یکی از این الکترونها از جای خود خارج شود و یا به طریقی یک الکترون خارجی به مجموعه آنها وارد شود، جریان برقرار می شود. به زبان دیگر اگر یکی از الکترونهای موجود در مجموعه به هم چسبیده از محل خود جدا شود حفره ای که در اثر این جابجایی بوجود می آید مانند حباب هوای موجود در مایع می تواند حرکت کند و جریانی را برقرار سازد.
در ترانزیستوری که از واد نیمه رسانا ساخته شده است به طور معمول فقط در اثر ورود الکترون اضافی شروع به برقراری جریان می کند. جریان از نقطه ورود الکترون که ولتاژ مثبت کمی دارد شروع به حرکت کرده و از محل خروج الکترون خارج می شود ولتاژ نقطه خروجی ولتاژ منفی بیشتری دارد.
بعد از اختراع ترانزیستور و به وجود آمدن انواع گوناگون آن مدارهای مجتمع اختراع شد. به این قطعات آی سی می گویند. آی سی ممکن است گاهی صدها ترانزیستور ساخته شده باشد که داخل یک قطعه 3*1 سانتیمتری قرار گرفته اند. اختراع آی سی تحول عظیم دیگری را در صنعت الکترونیک به وجود آورد. در ادامه تحقیقات و پیشرفتهایی که در زمینه ساخت آی سی به دست آمد، آی سی های برنامه ریزی شده اختراع شدند در یک آی سی برنامه ریزی شده که ابعادی معادل 8*2 سانتیمتر دارد میلیونها حافظه وجود دارد.
اختراع رایانه های خانگی مدیون وجود آی سی هاست که همه آنها به وجود ترانزیستور و اختراع آن مربوط می شود.
IC
آیا میدانید IC ( آی سی) چیست؟ و چه انگیزهای باعث اختراع IC شد؟
حروف اختصاری IC از دو کلمه انگلیسی integrated circuit به معنی مدار مجتمع گرفته شده است. پیش از اخترا ع IC ،مدارهای الکترونیکی ازتعداد زیادی قطعه یا المان الکتریکی تشکیل میشدند. این مدارات فضای زیادی را اشغال میکردند و توان الکتریکی بالایی نیز مصرف میکردند. و این، امکان بوجود آمدن نقص و عیب در مدار را افزایش میداد. همچنین سرعت پایینی هم داشتند. IC ، تعداد زیادی عناصر الکتریکی را که بیشتر آنها ترانزیستور هستند، در یک فضای کوچک درون خود جای داده است و همین پدیده است که باعث شده امروزه دستگاههای الکترونیکی کاربرد چشمگیری در همه جا و در همه زمینهها داشته باشند.
احسان خوشخرام